امروز رفتم سری به سیستم همکارم که به تازگی رفته بزنم.. خالی و غم انگیز بود.. مثل خونه ای که صاحبش ترکش کرده درو دیوارها لخت و باغچه ها خشک و هوا دم کرده.. لپ تاپ  خالی کسی که میره همین شکله .. بدون بوی زندگی تا وقتی صاحبخونه جدید بیاد.. و هیچ کس بعد از یکی دو روز یادی هم از آدم نمی کنه و بعد از یک هفته که بدون لباس فرم میای گویی دیگه اینجا همون جایی که سالها صبح رو به شب گذروندی نیست گویی همه چیز و همه کس بوی غربت میدن من این حس رو تجربه کردم حس غربت جایی که روزی مال تو بوده! به  اون میز نگاه میکنی و با خودت میگی یعنی راس راسی من یه روز اونجا نشسته بودم و کار می کردم! یه چیزای کمرنگی یادمه! وقتی خودت خودت یک ماه قبلتو فراموش میکنی از دیگران چه انتظاری میشه داشت..

خاک خواهی شد

از رخ آیینه ها هم پاک خواهی شد

چون غباری گیییج گمممم

سرگشته در افلاک خواهی شد